المحقق السبزواري
229
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
تا خداوند عالم بداند كه هميشه پادشاهان و خلفا ميش از گرگ چگونه نگاه داشتهاند و گماشتگان را چگونه ماليدهاند « 1 » و از جهت مفسدان چه احتياطها نمودهاند و دين مسلمانى را چه قوّت دادهاند و عزيز داشته . « 2 » و ببايد دانست كه قوام پادشاهى و نظام سلطنت و جهاندارى به عدل است . از حضرت سليمان بن داوود عليه السّلام نقل است كه ، « الرّحمة و العدل يحرزان الملك » . يعنى : « رحم كردن بر زيردستان و عدل كردن ميان رعيّت حفظ مىكند و نگاه مىدارد [ 55 ب ] پادشاهى را . و بعضى از علما ذكر كرده كه ، اتّفاق كردهاند حكماى عرب و عجم بر اين چند كلمه ، گفتهاند : « ملك و پادشاهى بنايى است ، و اساس و پى آن بنا لشكر است . هر گاه اساس عمارت محكم و قوى باشد ، آن بنا قرار مىگيرد و اگر اساس ضعيف باشد ، بنا خراب مىشود . و سلطنت نمىباشد الّا به لشكر و لشكر نمىباشد الّا به مال و مال نمىباشد الّا به معمورى ملك و معمورى ملك نمىباشد الّا به عدل » . اين است آن كلمات كه حكما بر آن اتّفاق كردهاند و توضيح اين سخن و دليل بر اين آن است كه پادشاه را بيش از همهكس دشمن مىباشد و طامع ملك بسيار است . هر پادشاهى كه در اطراف و جوانب ملك است ، مشتاق و آرزومند مملكت است و دفع شرّ و آفت ايشان به غير از لشكر نمىشود . پس ، ضرورترين چيزها پادشاه را ، هم جهت حفظ ملك و پادشاهى و هم جهت تقويت و حفظ ملّت ، لشكر است . و حفظ و سرانجام و نسق لشكر را شرط بسيارى هست كه اگر توفيق مساعدت كند ، در محلّ خود بيايد و اعظم آن شروط مال است . چه وجه معاش و ضروريّات لشكر را بايد كه پادشاه سرانجام كند و نيز بذل و احسان و سخا نسبت به ايشان بهجا مىآورده باشد ، تا تخم محبّت پادشاه در دل ايشان جا كند و در جانفشانى يكجهت باشند كه بىمهر و محبّت ، سپاه يكدل نباشند و در وقت ضرورت از سر جان ، كه متاعى است بس عزيز ، برنخيزند . و تا ملك و رعيّت معمور نباشد ، مال حاصل نشود و خزانه را وفورى نباشد . و معمورى رعيّت ظاهر است
--> ( 1 ) . ماليدن اينجا به معنى « گوشمالى دادن و تنبيه كردن » است . ( 2 ) . به نقل اين حكايت در سياستنامه ، تصحيح هيوبرت دارك ، صص 66 تا 78 و تصحيح اقبال ، صص 58 تا 69 مراجعه شود .